یک تجربه و دو درس جالب در تربیت فرزند
میگفت: به یاد دارم اولین باری که از این روشها استفاده کرده بودم، زمانی بود که از جلسات آموزشی برمیگشتم و بسیار هیجانزده بودم که هرچه زودتر از آن روشها استفاده کنم. منتظر فرصتی بودم تا در شرایطی که معمولاً از تهدید، تحقیر و … استفاده میکردم، از روشهای جدید استفاده کنم. در را باز کردم و کفشهای اسکیت پسر 7 سالهام را دیدم که در داخل خانه روی زمین قرار داشت. یکلحظه یاد روشهای جدید جلسات آموزشی افتادم و سعی کردم از آنها استفاده کنم. به خود آرامشی دادم و سپس بهآرامی گفتم جای کفش اسکیت توی جاکفشی است؛ اما درحالیکه فکر میکردم خیلی عالی عمل کردهام، پسرم با تعجب به من نگاهی کرد و به کار خودش ادامه داد. من هم بهشدت از این رفتار و بیمحلی عصبانی شدم و از کوره دررفتم. بعدازآن معلوم است دیگر چه اتفاقی افتاد؛ همان رفتارهای قبلی و …
این تجربه ناموفق درسهای مهمی به من داد و از آن به بعد دو نکته مهم را مدنظر گرفتم:
1- بهتر است هیجان خود را بهصورت مناسب نشان دهیم و قاطعانه عمل کنیم. اگر در هنگام عصبانیت با ظاهری آرام و صبورانه صحبت کنیم، ممکن است پیام ما بهدرستی دریافت نشود و حتی تأثیر منفی داشته باشد. در چنین مواقعی نهتنها قادر به برقراری روابط صادقانه با کودک نخواهیم بود، بلکه به علت مشخص نشدن برانگیختگی، تأثیر صحبتهای ما بر فرزندان چندان قابلتوجه نخواهد بود، پس شاید بهتر بود من با قاطعیت بیشتر و لحنی نسبتاً عصبانی میگفتم: جای اسکیت توی جاکفشی است. با این طرز حرف زدن پسر من درک بهتری از وضعیت پیدا میکرد و احتمال انجام کار مناسب خیلی بیشتر بود.
2- تنها به این دلیل که یکبار موفق نشدم نباید نتیجه بگیرم که این روشها تأثیری ندارد و میتوانم از همان روشهای غیراصولی قبل استفاده کنم. بلکه باید روشهای درست را باحوصله و مبتنی بر بازخوردها از طرف فرزند پیگیری کنم. حتی گاهی ترکیب روشها نیز کمک مؤثری خواهد کرد. ازآنپس هرروز از روشهای مختلف استفاده میکنم و با توجه به این دو نکته کمتر غافلگیر میشوم.
دکتر امیرمحمد شریف
روزنامه خراسان/خراسان رضوی – مورخ چهارشنبه 1393/02/31 شماره انتشار 18692
دیدگاهتان را بنویسید