یکشنبه , ۳۰ دی ۱۳۹۷
خانه » مقالات » تأثیر زبان بدن در تربیت فرزند

تأثیر زبان بدن در تربیت فرزند

به لطف پروردگار تا حدی با اصول و روش‌های «دعوت به همکاری» آشنا شدیم. در این فصل، چون شروع‌کننده گفت‌وگو والدین هستند و همان‌گونه که بیان شد دچار برانگیختگی و هیجان نیز شده‌اند، جملات در کنار لحن و رفتار می‌تواند معانی مختلفی داشته باشد و برداشت‌های متفاوتی را ایجاد کند. لذا پس از کسب آمادگی و فراهم آوردن مقدمات اولیه ذکرشده در مطالب گذشته، لازم است برای هماهنگی این موارد باهم، سعی و تلاش فراوانی انجام شود. اکنون می‌خواهیم برای روشن شدن مباحث به چند سؤالی که ذهن بیشتر والدین را به خود مشغول می‌کند بپردازیم.

سؤال اول: ما به حد کافی به جمله‌بندی و کلمات توجه می‌کنیم بنابراین آیا چگونگی بیان مطلب این‌قدر اهمیت دارد؟ پاسخ: چگونگی و لحن کلام، معمولاً بیشتر از خود کلام می‌تواند حامل انرژی مثبت یا منفی به دنیای کودک باشد. اتفاقاً آنچه بیشتر توسط کودک و همچنین اغلب مردم  در روابط دیده و درک می‌شود، همین رفتارهای حامل پیام است که به آن «زبان بدن» می‌گویند. درجایی که زبان بدن و کلام همخوانی نداشته باشند آنچه تأثیرگذارتر است زبان بدن است. گاهی والدین با طعنه و یا تمسخر به فرزند خود «احسنت» می‌گویند یا در حالتی که از او یک اشتباه یا خرابکاری سر می‌زند می‌گویند «خیلی دانشمندی» در مواردی نیز مانند داستان مطالب قبل درباره تجربه مادر، هماهنگی کافی کلام و زبان بدن وجود ندارد و وضعیت واقعی برای کودک نامعلوم می‌ماند و … توجه به این نکات ما را بیشتر بااهمیت چگونگی بیان و به عبارتی زبان بدن آشنا می‌کند.

سؤال دوم: اگر چگونگی بیان این‌قدر مهم و اساسی است چرا والدین باید تا این حد بر مهارت استفاده از کلمات و جملات تمرکز کنند؟ این سؤال درست نقطه مقابل سؤال اول است. بدون شک زبان بدن بسیار قوی‌تر از کلام است. حال فرض می‌کنیم که درراه نادرست و تخریب، هر دو هم‌جهت شوند و دنیای کوچک کودک را موردحمله قرار دهند. در این شرایط ممکن است مانند یک سیل او را با خود ببرند و این امر به سرخوردگی و ناکامی کودک بینجامد. همچنین شروع تغییر رفتار و عادت‌ها از کلمات و جملات بسیار ساده‌تر است و پس از کسب حداقل مهارت‌ها امکان تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم بر لحن و زبان بدن نیز به وجود خواهد آمد. نکته مهم دیگر نیز این است که علاوه بر تأثیر زبان بدن وقتی جملات و کلمات به‌صورت تکراری و روزمره استفاده می‌شوند به‌تدریج به‌عنوان یک شاخص و راهنما عمل می‌کنند. مثلاً وقتی کودکی مرتب کلمه بی‌مسئولیت، بچه، نادان و … را می‌شنود آن‌ها را در ذهن خود جمع می‌کند و به‌عنوان سلاحی علیه خود بکار می‌برد. در چنین شرایطی میزان موفقیت‌هایش کاهش می‌یابد و به‌تدریج اعتمادبه‌نفس خود را از دست می‌دهد و یا برای اثبات خود واکنش‌هایی بروز می‌دهد که به لجبازی، یک‌دندگی و … تعبیر می‌شود.

دکتر امیرمحمد شریف

روزنامه خراسان/خراسان رضوی – مورخ چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۳/۰۷ شماره انتشار ۱۸۶۹۷

درباره‌ی مصطفی سیمایی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*